تبليغاتX
دو دختـــــــــر رودســـــــــــــــــری
دو دختـــــــــر رودســـــــــــــــــری

اميدواريم در وبلاگمون لحظات خوبي را سپري كنيد باتشکر شــــقایق و شـــیما

































نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 13:32 توسط شقایق * شيما| |

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

  تولــــــــــــد تولــــــــد تولــــــــــدم مبـــــــــــــــــارک

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

   !!! یـــــــــــــکی بـــــــــــــود یــــــــــــکی نـــــــــــــبود !!!

 

تو یکی از روزهای گرم تابستون در نهم شهریورماه سال 1369

در یکی از بیمارستانهای رامسرنوزادی به نام شیـــما  به دنــیا اومد

همه از اومدن اون خوشحال بودن ومیخندیدن  اما اون گریه میکرد

شاید از چیزی میترسید اما همه میگفتن چون گشنشه داره گریه میکنه

شــــیما کوچولو رو دادن دست مامانش تا بهش شیربده که انقدر نق نزنه

وقتی که شـــیما شيـرش رو خورد زود تو بغل مامانش خوابش برد

 مامان و بابا هم  اونو بردنش خونه بعد اقوام یکی یکی میومدن 

تا شیما کوچولوی ما رو ببینن وبه خانوادش تبریک بـــــــــــــگن

خلاصه کوچولوی قصه ی ما كم كم داشت بزرگ ميشد تو شش ماهگی دندوناش در اومد

و شروع کرد به گاز گرفتن این و اون . تو هفت ماهگی هم

یاد گرفت که چهار دست وپا راه بره و درنهم ماهگي تونست رو پاهاش واسته و

بلاخره متوجه شد که باید خودش به تنهایی  راه بره

هر چند بعضی وقتها میخورد زمینو دادش میرفت آسمون

مامانی هم میومد بغلش میکرد میبوسیدش بعد میگفت: ببین  همه ی مورچه ها رو کُشتی

کم کم حرف زدنو شروع کرد میتونست بیشتر کلمه ها رو تلفظ کنه

هر سال از عمرش که میگذشت کارهای بیشتری یاد میگرفت

اصولا بچه شیطونی نبود خیلی خجالتی بود به حدی که تو مهمونی ها

حتی یک کلمه هم با کسی حرف نمیزد ساکت ساکت بود

کم کم کوچولوی ما بزرگ شد در حال حاضر اون امروز 19 سالش شده

میشه گفت هم خوشحاله هم ناراحت  و حالا از

همتون دعوت کرده که بیاین در وبلاگش و در شادی اون شریک بشین

همه میگن روز تولدت هر آرزویی کنی بر آورده میشه

هر چند که میگن باید آرزو رو تو دلت بکنی  اما من میخوام

با گفتن آرزوم همگی با هم بگید آمین خدایا همه ی مریض ها

رو شفا بده                 الــــــهی  آمیـــــــــــــــــــــــن

 خوب حالا بریم سراغ کیک  وای شمع ها رو فوت نکردم

1

 

2

 

3

فـــــــــــــــــــــــــــــــــوت

 

خوب حالا همگی بفرمایید کـــــیـــک نوش جان کنید

 

 99sw3r9utivihmk4cq2g.jpg

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

  تولــــــــــــد تولــــــــد تولــــــــــدم مبـــــــــــــــــارک

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

♥♥♥ بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک
♥♥♥ میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک
♥♥♥ تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا
♥♥♥ و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما
♥♥♥ تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز
♥♥♥ از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا
♥♥♥ یه کیک خیلی خوش طعم ، با چند تا شمع روشن
♥♥♥ یکی به نیت تو ، یکی از طرف من
♥♥♥ الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم
♥♥♥ به خاطر وجودت به افتخار بودن
♥♥♥ تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی
♥♥♥ با یه گریهُ ساده به دنیا بله گفتی
♥♥♥ ببین تو آسمونا پر از نور و پرنده س
♥♥♥ تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خنده س
♥♥♥ تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن
♥♥♥ همین شعر و ترانه تو دنیای ما زنده س
♥♥♥ واسه تولد تو باید دنیا رو آورد
♥♥♥ ستاره رو سرت ریخت تو رو تا آسمون برد
♥♥♥ اینا یه یادگاری توی خاطره هاته
♥♥♥ ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد
♥♥♥ تولدت عزیزم پراز ستاره بارون
♥♥♥ پر از بادکنک و شوق ، پر از آینه و شمعدون
♥♥♥ الهی که همیشه واسه تبریک امروز
♥♥♥ بیان یه عالم عاشق ، بیاد هزار تا مهمون
♥♥♥ ببین طلوع چشمات به دنیا چه قشنگه
♥♥♥ نگاه شیطون تو صمیمی و یه رنگه
♥♥♥ روز تولد توست همه میگن مبارک

♥♥♥ تــــولـــد تــــولــــد تـــولــدت مبارک

 

 

  عاشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــقتونــــــــم

 

 yi2kvr60npj35z2hd2l.gif

 

هر كي دوست داره ميتونه تو اين وبم هم تبريك بگه

 

www. Del-tangiyeman.blogfa.com

 

 

نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 11:23 توسط شقایق * شيما| |
           تولد منجی عالم امام زمـــــــــــــان (عج) مبارک

                   

تو خیابون خیلی با احترام از یه پسر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از یکی دیگه بپرسید

2. پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه پسر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید رو بوق

3.توی اتوبان جلوی ماشین یه اقا پسر با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید

4.توی جمع پسرای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو عوض کنید

5.توی یه رستوران که چند تا پسر هم نشستن سوپ روی با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید

6.توی یه بوتیک که فروشندش پسره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید خوشتون نیومد و برید

7.توی جشن تولد یکی از پسرافامیل تا اومد شمع ها فوت کنه همه رو خاموش کنید

8.اگه یه پسر یه جا یه جک تعریف کرد بلافاصه بگید چقدر قدیمی بود

9.اشتباهات لغوی پسرا رو موقع صحبت کردن تکرار کنید و بخندید

10.تو یه جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه پسرا شاخ بذاریید

11. عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف پسر مورد نظرتون

12.روزهای بارونی تا یه پسر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید

13.اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای اقا پسر مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید

14.تو دانشگاه از پسر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بر گردونید

15.چاق بودن و بی ریخت بودنه پسر مورد نظر رو دم به ساعت به اطلاعش برسونید

16.به پسری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده

17. شیشه نوشابه پسر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش سرش رو باز کنه

18. زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه پسر با صدای بلند بزنید زیر خنده

19. از یه پسر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه

20. توی ساندویچی موقعی که چند تا پسر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن و گلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتید تعریف کنید

21. توی یه جمع که چند تا پسر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید

22. تو خیابون به یه قسمت از لباس یا صورت یه پسر خیره بشید وبزنید زیر خنده (نمی دونید پسره چه حالی میشه

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 9:52 توسط شقایق * شيما| |

 

 

 

 

«  زن در نـــــــــــــــــــــــگاه بــــــــــــزرگــــــــــــــــــــان  »


1-  زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمايشگر پاکی ،

 نمونه عطوفت و چشمه عنايت است . (اقبال لاهوری)


2-  زن شاهکار خلقت است .. (برنارد شاو)


3- زيباترين خوی زن ، نجابت اوست . (ارد بزرگ)


4- در دنيا تنها دو چيز زيباست ، زن و گل . (مالرب)


5- انتقام شيرين است مخصوصا برای زنان .( بايرون)


6- تمدن چيست ؟ نتيجه نفوذ زنان پاکدامن است . (امرسون)


7-  زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست .(آناتول فرانس)


8- اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟ . (ناپلئون)


9- مردان آفريننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان . (رومن رولان )


10-
مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند. (کونته ورسيه)


11-
با زنی ازدواج کنيد که اگر مرد می بود بهترين دوست شما می شد . (بردون)


12-
خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند . (رابيندرانات تاگور)


13-
هرچه ايمان مرد به هوشش بيشتر شود زن بهتر ميتواند گولش بزند . (لرد بايرن)


14-
زن تاج سر آفرينش است ، او شريک زندگی و يار ساعات درماندگی است. (گوته)
برای تحمل شدائد زندگی بايد عاشق چيزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...
(مارکوس آنا )


15- زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترين بی مهری گريان می شود . هرود
  منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود
. (لامارتين)

 
16- چيزی که زن دارد و مرد را تسخير می کند ، مهربانی اوست ، نه سيمای زيبايش . (ويليام شکسپير)


17- جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترين غرايز خود دور می شود .

(فردريش نيچه)


18- شيرين ترين سخنان در زندگی ، خوش آمد گويی بی غل و غش زن به شوهر خويش است . (جورج ولز)

 
19- زن زشت در دنيا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زيبا جلوه دهند.

     (برنارد شاو)


20- هر کجا مردی يافت شد که به مقامات عاليه رسيده يقيناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است . (شيلر)


21- زن عاقل به تربيت همسرش همت می گمارد, و مرد عاقل می گذارد که زنش اورا تربيت کند .

   (مارک تواين)


22- هيچ چيز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون هميشه آنرا مربوط به خود می داند .

     (جونسون)


23-  مردانی که بيشتر از حقوق و هنجار زنان پشتيبانی می کنند خود بيشتر از ديگران به نهاد زن می تازند .

     (ارد بزرگ )


24- زنان به خوبی مردان ميتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به يکديگر می گويند تا در حفظ آن شريک باشند.

       (داستايوفسکی)


25- اگر شناخت زن و مرد نسبت به ويژگی های درونی و بيرونی يکديگر بيشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند . (ارد بزرگ)


26- به هر اندازه که زن آرام و مطيع و با عصمت و با عفت است ، به همان اندازه قدرت فرمانروايی او شديدتر و استوارتر است . (ميشله)


27- آيا برده هستی؟ پس دوست نتوانی بود
آيا خودکامه هستی؟ پس دوستی نتوانی داشت
در زن دير زمانی است که برده ای و خودکامه ای نهان گشته اند از اين رو زن را توان دوستی نيست او عشق را می شناسد و بس
.( فردريش نيچه )


28- زن وقتيکه دوست بدارد ، غير از محبوب خود چيزی را نمی بيند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد . (آلفونس دوده)


29- کسانيکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گويند زن بد است ، زيرا می خواهند فقط و فقط خودشان از اين موهبت تمتّع گيرند . (ديسرائيلی)

 

 خانه بدون زن ، گورستان است (بالزاك) 30-

 

بچه ها به وبلاگهاي شخصي ما هم سر بزنيد

http://del-tangiyeman.blogfa.com (شيـــما)

http://www.asheghe-divune.blogfa.com ( شقـــايق)

نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 14:35 توسط شقایق * شيما| |

 

نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 22:12 توسط شقایق * شيما| |
مرد بايد راست بايستد نه اين كه ديگران او را راست نگه دارند. (مار كولي)
 
دنيا براي مرد يك لبخند است و يك لبخند براي زن دنيايي است "آناتول فرانس "
 
خانه بدون زن ، گورستان است. ( بالزاك)

مرداني كه مي كوشند زن ها را درك كنند، فقط موفق مي شوند با  آن ها ازدواج كنند.( بن بيكر)

با ازدواج مرد روي گذشته اش خط ميكشد و زن روي آينده اش ( سينكالويس)

مردي كه به خاطر پول زن ميگيرد، به نوكري مي رود. ( چيني)

دختر عاقل، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح ميدهد( ايتاليايي)

اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در درست بگير ( اسپانيايي)

مرد مجرد مرديست كه فرصت بدبخت كردن يك زن را از دست داده است ( تولستوي)

 

مردها همه مثل همند فقط صورتهايشان با هم فرق ميكند (آندرسن)

 

اگر مردي از شما پرسيد به چه دسته كتابي علاقه داريد بگوييد دسته چك (مترلينگ)

 

به ياد داشته باشيد شوخي كردن با مرد براي او اين مفهوم را ندارد كه داريد

جوك يا لطيفه تعريف ميكنيد بلكه آنها فكر ميكنند كه داريد

به آنها ميخنديد و دستشان مي اندازيد. (ساموئل اسمايلز)

 

اگر مرد به قصد قهر خانه را ترك كرد شما هم در راببنديد  ( رابيند رانتا تا گور)

 

بهترين راه براي وادار كردن مرد به انجام دادن كاراين است كه

به او بگوييد براي انجام آن كار خيلي پير است ( ابوفور)

 

آينده اجتماع  در دست مادران است اگر جهان به ميانجگري زن گرفتار شود

تنها اوست كه ميتواند آن را نجات دهد (شو پـِنهاور)

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 14:23 توسط شقایق * شيما| |
mwhmobke1sfchql3zp.jpg

otlq7z4vqwjqdu3efjug.jpg

r3egfgu9p9rr0i77dqj.jpg

اميدواريم خوشتون بياد

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 14:42 توسط شقایق * شيما| |

چند جملـــــــــــــــــــــــــــه عاشقانه

 

مثل باران چشمهايت ديدنيست

شهر خاموش نگاهت ديدنيست

مهرباني معني لبخند توست

خنده هايت بي نهايت ديدنيست

 

تكيه بر دوست مكن محرم اسرار كسي نيست

ما تجربه كرديم كسي يار كسي نيست

 

كنار آشيانه تو آشيانه ميكنم

فضاي خانه را پر از ترانه ميكنم

كسي سوأل ميكند به خاطر چه زنده اي؟

ومن براي زندگي تو را بهانه ميكنم

 

در جهان هرگز مشو مديون احساس كسي

تا نباشد رايگان مهرت گروگان كسي

 

ما جدا افتادگان را هيچ كس غمخوار نيست

جان فداي دوست كردن پيش ما دشوار نيست

 

اگه روزي دلت لبريز غم بود وگذرت بر مزار كهنه ام

بگو: اين بي نصيب خفته در خاك

يك روزي عاشق وديوانه ام بود

 

زندگاني با همين غم هاخوش است

با همين بيش و همين كم ها خوش است

زندگي كرديم وشاكي نيستيم

بر زمين خرديم وخاكي نيستيم

 

 

واژه ها را بر دوش ميكشم

مانند سنگي بر دوش بردگان

 فرعون عشق مغرور ايستاده است

بزرگترين هرم جهان دل عاشق من است

 

در زندگي ودر نهان به آنان دل ميبنديم

كه نمي خواهدمان . از وجود آنان كه ميخواهدمان

بي خبريم شايد اين باشد دليل تنهاييمان

 

اشك در چشمان من طوفان غم دارد به دل

خنده بر لب ميزند تا كس نداند راز دل

 

دست بر ديوار كشيدم خاك بر دستم نشست

بر هر كس خوبي كردم عاقبت قلبم شكست

 

خدا وندا غرورم را شكستند پل سبز عبورم را شكستند

چه بي رحمانه در پاييز غربت دل سنگ صبورم را شكستند

 

به اين غروب غر يبم  بخند حرفي نيست

طلسم اشك مرا دزديدند تو هم براي فريبم بخند حرفي نيست

 

اگر باشي تو ليلي و بسوزم ازغم عشقت

هزاران بار چون مجنون تو را جانانه ميخواهم

 

http://www.asheghe-divune.blogfa.com/   شقــــــایق

 

      http://del-tangiyeman.blogfa.com/            شیـــــــما

 

نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 10:24 توسط شقایق * شيما| |

 

ندا آقاسلطان، متولد ۱۳۶۱، در روز ۳۰ خرداد به همراه استاد دانشگاهش در رشته ی فلسفه و چندتن از همکلاسیهایش در تظاهرات شرکت داشته و با شلیک دو تن از لباس شخصیهای موتورسوار در دست استادش جان میسپارد.


Neda Aghasoltan was born in 1982. On June 20, 2009 she participated in a protest along with her classmates and her university professor (Philosophy). That is where she was shot dead by 2 militia members and died in her professor's arms.

 

در كنار مزارم نايست و گريه نكن
من در آنجا حضور ندارم و هنوز نخوابيده ام
من هزاران بادي هستم كه به هر سو مي وزد
من همان بلوري هستم كه بر روي برف ها مي درخشد
من همان خورشيدي هستم كه دانه را رشد مي دهد
من همان باران ملايم پاييزي ام
من آنجا حضور ندارم
من هنوز نخوابيده ام

 

براي شادي روح ايشون صلوات  : اللهم صلي علي محمد وآل محمد

نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 22:17 توسط شقایق * شيما| |
من عاشـــــــــــــــــقم !

عاشـــــــــــــق ِصدای شرشر بارون ! عاشـــــــــــــــــــق ِپنجره های خیس بارون خورده و

عاشــــــــــــــــق ِکوچه های نمناک ِانتظار !

من عاشـــــــــــــــقم!

عاشــــــــــــــــق ِشبای پرستاره و مهتابی در کوچه پس کوچه های دلواپسیو دلتنگی

 در انتظار ِدیدن یه آشنا !

عاشــــــــــــــــــق ِپاکی و معصومیت٬ عاشـــــــــق ِنگاه  ِپاک و بی ریا !عاشق ِسبزی بهار ٬

عاشـــــــــــــــق ِتمومه شقایقای عاشـــــــــــــــق دنیا !

 

بچه ها به وبلاگهاي شخصي ما هم سر بزنيد

http://del-tangiyeman.blogfa.com (شيـما)

http://www.asheghe-divune.blogfa.com ( شقـــايق)

نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 9:55 توسط شقایق * شيما| |

مادر منشين چشم به ره برگذر امشب
بر خانه پر مهر تو زين بعد نيايم
آسوده بيارام و مكن فكر پسر را
 بر حلقه اين خانه دگر پنجه نسايم
با خواهر من نيز مگو : او به كجا رفت
چون تازه جوان است و تحمل نتواند
 با دايه بگو : نصرت ، مهمان رفيقيست
تا بستر من را سر ايوان نكشاند
فانوس به درگاه مياويز! عزيزم
تا دختر همسايه سر بام نخوابد
چون عهد در اين باره نهاديم من و او
 فانوس چو روشن شود آنجا بشتابد
 پيراهن من را به در خانه بياويز
 تا مردم اين شهر بدانند كه  بودم
جز راه شهيدان وطن ره نسپردم
 جز نغمه آزادي شعري نسرودم
 اشعار مرا جمله به آن شاعره بسپار
 هر چند كه كولي صفت از من برميده است
او پاك چودرياست تو ناپاك ندانش
 گرگ دهن آلوده و يوسف ندريده است
 ب گونه او بوسه بزن عشق من او بود
يك لاله وحشي بنشان بر سر مويش
 باري گله اي گر به دلت مانده ز دستش
 او عشق من است آه ... مياور تو به رويش

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 12:39 توسط شقایق * شيما| |

آقاي احـــــــــــــــــــــــمدي نژاد دوست داریم بهت تبريك ميگیم

خدا جون ممنون بالاخره حق به حق دار رسيد

هووووووووووووووووووووراااااااااااااااااااااااا

 

دماغ موج سبزيا سوختتتتتتتتتتتتتتتت

 

حالا برين از چيزتون  حمايت كنين ههههههههههههههههههه

نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 8:59 توسط شقایق * شيما| |