تبليغاتX
دو دختـــــــــر رودســـــــــــــــــری
دو دختـــــــــر رودســـــــــــــــــری

اميدواريم در وبلاگمون لحظات خوبي را سپري كنيد باتشکر شــــقایق و شـــیما

































روزگاریست در این کوچه گرفتار توام
باخبر باش که در حسرت دیدار توام
گفته بودی که طبیب دل هر بیماری
پس طبیب دل من باش که بیمار توام

اي آهوان دشت و ای پرستوهای آسمان و ای پروانه های رنگارنگ
مرا با یار دل انگیزم تنها گذارید
ما را در این پهنای بی انتها آسوده گذارید

پرستوهای آسمان یار مرا احاطه کرده اند
و در ستایش او به پرواز در آمده اند
ودر تلاشند تا خطوط چهره او را در آسمان نقش بندند

پروانه های رنگارنگ را میبینم که در جستجوی
محبوبه دل انگیز من هستند
نقش و نگار پروانه ها در برابر او رنگ میبازند
آه ای پروانه های زیبا یار مرا تنها گذارید

آهوان دشت با آن قدمهای زیبایشان در مقابل
محبوبه دل انگیز من صف آرایی کرده اند
ای آهوان دشت ریتم قدمهای نازنین مرا ببینید
که چطور در مسیر سرنوشت با آهنگی زیبا در حرکت است

اي آهوان دشت و ای پرستوهای آسمان و ای پروانه های رنگارنگ
ببینید که چطور محبوبه من در کنارم آرمیده است
وچشمانش تنها در جستجوی چشمان من است

چهره معصومش را نظاره کنید
ببینید که چطور تنها و تنها به من می اندیشد
فرشته نازنین مرا ستایش کنید
او شایسته ستایش است, آری او...
عشقبازی به همین آسانی است...
که گلی با چشمی
بلبلی با گوشی
رنگ زیبای خزان با روحی
نیش زنبور عسل با نوشی
کار همواره باران با دشت
برف با قله کوه
رود با ریشه بید
باد با شاخه و برگ
ابر عابر با ماه
چشمه ای با آهو
برکه ای با مهتاب
و نسیمی با زلف
دو کبوتر با هم
و شب و روز و طبیعت با ما
عشقبازی به همین آسانی است...
شاعری با کلمات شیرین
دست آرام و نوازش بخش بر روی سری
پرسشی از اشکی
و چراغ شب یلدای کسی با شمعی
و دل آرام و تسلا
و مسیحای کسی یا جمعی
عشقبازی به همین آسانی است...
که دلی را بخری
بفروشی مهری
شادمانی را حراج کنی
رنجها را تخفیف دهی
مهربانی را ارزانی عالم بکنی
و بپیچی همه را لای حریر احساس
گره عشق به آنها بزنی
مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند
عشقبازی به همین آسانی است...
هر که با پیش سلامی در اول صبح
هر که با پوزش و پیغامی با رهگذری
هر که با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی
نمک خنده بر چهره در لحظه کار
عرضه سالم کالای ارزان به همه
لقمه نان گوارایی از راه حلال
و خداحافظی شادی در روز آخر
و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا
و رکوعی و سجودی با نیت شکر
عشقبازی به همین آسانی است...

نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 13:40 توسط شقایق * شيما| |
زندگيم را تمام كردم. حالا نفس كشيدن منت سرم مي گذارد !

 

حس مي كنم ... هواي اينجا سرد و سنگين است نازنينم !

 

ديگر نگو خداحافظ ! اگر مي روي بدون وداع برو ...

 

گله اي نيست!!!


وقتی یک متن یا نوشته ای می نویسیم،آخرش که می رسیم،

یا سه تا نقطه می زاریم یا فقط یک نقطه...

وقتی سه تا نقطه می زاریم،یعنی اینکه هنوز تموم نشده...

یعنی اینکه ادامه داره،ولی نمی دونیم ادامه اش چیه؟...

اما وقتی فقط یک نقطه می زاریم،فقط یکی، یعنی اینکه تمومه...

یعنی اینکه آخرشه... یعنی اینکه دیگه ادامه نداره...

 

به نظر من زندگی ما آدمها هم مثل یک خط یا یک متنه...

وقتی به مشکل بر می خوریم، وقتی ناامید می شیم، سه تا نقطه        

می زاریم آخرش...

یعنی اینکه نمی دونیم چی می شه، اما هنوز ادامه داره...

امیدواریم که ادامه اش خوب باشه...

*** 

وقتی دیگه از همه جا ناامید شدم، اولش سه تا نقطه گذاشتم...

سه تا نقطه ای که فکر می کردم بجاش خوشی نوشته خواهد شد...

 

اما حالا،

می خوام نقطه بزارم ته خط... نقطه ته خط... نقطه ته خط...

 

 ***

زندگی نقطه سر خط   

         سه تا نقطه تا قیامت

قلبمو مچاله کردی

         روی نقطه چین نامرد

با سی ودو حرف دلگیر

         مختصر مفید و ساده

گفتی که سایه ی عشقت

          از سرم خیلی زیاده

زیر درد رو خط کشیدی

             ضربدر زدی رو اسمم

تا بدونی که به عشقت

                تا که جون دارم طلسمم

عزیزم نقطه ته خط

               برو با خیال راحت

به تو تقدیم این ترانه

                عوض جواب نامرد

 

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 13:47 توسط شقایق * شيما| |