اميدواريم در وبلاگمون لحظات خوبي را سپري كنيد باتشکر شــــقایق و شـــیما
سلام به دوستان گل رودسریمون آپ امروزمون رو اختصاص دادیم به یه شعر که خودمون گفتیم تقدیم میکنیم به همه ی رودسری های گل که همیشه نسبت به ما لطف داشتن هرچند شاید زیاد قشنگ نباشه اما بهتر از این بلد نبودیم دختر رودسری بابا چقدر نازه تو چشاش پر از رمز ورازه پسر رودسرهاش که حرف ندارن همشون غیرتی و دل میبرن شهرک و که نگو حرف نداره شهدا پیشش کم میاره شیما شقایق عاشق رودسرن تو تیکه کلامشون فقط کلک میارن مهدی رودسری عاشق آرسناله آث میلان وپرسپولیس حرف نداره مریم وبگو چقدر ناز میکنه فقط با رودسری ها پرواز میکنه وحید ونگو بابا مهشره فقط تو نظر ها گل کم میزاره آیدا هو یلدا دوست همن تو نظرها که کم نمیزارن آره ما هم رودسری هستیم دوستیم وهمیشه هم تک هستیم صدایم کن صدایم کن صدایم کن صدایم کن صدایم کن صدایم کن

ای صدای تو شیشه ی شب را سنگ ویرانی
ای صدای تو پرده ی شب را چنگ ویرانی
خوشا با صدای تو از خود گذشتن
صدای تو خنجر
صدای تو سنگر
از این دام وحشت رهایم کن
بخوان آواز همیشه سبز رها شدن از شب بسته
که تا شکوفد گل های سرخ ترانه بر هر لب بسته
به جشن طلوع گل و نور و گندم
در این فصل گلگون
در این باغ پرپر
برای شکفتن رهایم کن
ببین شب خون
به شهر گلگون
چگونه دشنه می بارد
بخواند تا بخوانم
سرود شکفتن
که شام خون ، سحر دارد
ای صدای تو بانگ بیداری در دیار ما
ای صدای تو شعر سرخ خشم تبار ما
خوشا با صدای تو از خود گذشتن
صدایم کن
صدایم کن 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت
17:17 توسط شقایق * شيما| |
نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت
12:34 توسط شقایق * شيما| |

