تبليغاتX
دو دختـــــــــر رودســـــــــــــــــری
دو دختـــــــــر رودســـــــــــــــــری

اميدواريم در وبلاگمون لحظات خوبي را سپري كنيد باتشکر شــــقایق و شـــیما

































مادر منشين چشم به ره برگذر امشب
بر خانه پر مهر تو زين بعد نيايم
آسوده بيارام و مكن فكر پسر را
 بر حلقه اين خانه دگر پنجه نسايم
با خواهر من نيز مگو : او به كجا رفت
چون تازه جوان است و تحمل نتواند
 با دايه بگو : نصرت ، مهمان رفيقيست
تا بستر من را سر ايوان نكشاند
فانوس به درگاه مياويز! عزيزم
تا دختر همسايه سر بام نخوابد
چون عهد در اين باره نهاديم من و او
 فانوس چو روشن شود آنجا بشتابد
 پيراهن من را به در خانه بياويز
 تا مردم اين شهر بدانند كه  بودم
جز راه شهيدان وطن ره نسپردم
 جز نغمه آزادي شعري نسرودم
 اشعار مرا جمله به آن شاعره بسپار
 هر چند كه كولي صفت از من برميده است
او پاك چودرياست تو ناپاك ندانش
 گرگ دهن آلوده و يوسف ندريده است
 ب گونه او بوسه بزن عشق من او بود
يك لاله وحشي بنشان بر سر مويش
 باري گله اي گر به دلت مانده ز دستش
 او عشق من است آه ... مياور تو به رويش

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 12:39 توسط شقایق * شيما| |

آقاي احـــــــــــــــــــــــمدي نژاد دوست داریم بهت تبريك ميگیم

خدا جون ممنون بالاخره حق به حق دار رسيد

هووووووووووووووووووووراااااااااااااااااااااااا

 

دماغ موج سبزيا سوختتتتتتتتتتتتتتتت

 

حالا برين از چيزتون  حمايت كنين ههههههههههههههههههه

نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 8:59 توسط شقایق * شيما| |